پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
142
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
آنان در ميان بود ، پول دريافت كنند ؛ چون اين مبالغ در حقيقت در راه انحراف اتباع او و تحريص آنان به ياغىگرى به كار مىرفت ، نه به منظور نجات ايمان و عقيده . به اين ترتيب بايد گفت كه اقدام شاه بىمورد نبوده و اگر در ايتاليا طور ديگرى منعكس شده ، به اين دليل است كه اشخاص خطاكار هميشه مىخواهند گناه را به گردن ديگرى بيندازند . اكنون برگرديم به فرحآباد و به اين جملات معترضه پايان دهم . كمربندى كه دور شهر كشيده شده ، مانند رم و قسطنطنيه بسيار وسيع و حتى از آنها نيز بزرگتر است ؛ زيرا خيابانهاى مختلف اين شهر هر يك به طول يك فرسنگ هستند و ساكنان شهر كه لحظه به لحظه بر تعداد آنان افزوده مىشود ، همانطور كه قبلا گفتم ، از ملل مختلفى تشكيل شدهاند كه اقليت آنها را مسلمانان و اكثريت را مسيحيان متعلق به فرقههاى مختلف ، بهخصوص ارمنىها و گرجىها ، تشكيل مىدهند كه مجازند هر چقدر مايل باشند كليسا بسازند . به همين قياس مىتوان رفتار شاه را با عيسويان سنجيد ، زيرا مثلا در تركيه و كشورهاى ديگر اسلامى نه تنها ساختن كليساى تازه مجاز نيست ، بلكه اگر يك كليساى قديمى خراب شود نمىتوان آن را تجديد بنا يا تعمير كرد و حتى يك سنگ آن را نيز نمىتوان جز با پرداخت مبالغ زيادى به جاى خود گذاشت ؛ در حالى كه مسيحيان ايران هر چقدر بخواهند مىتوانند كليسا بنا كنند ، ولى تعداد كسانى كه وظايف مذهبى خود را به جا مىآورند به اندازهاى كم است كه من موقعى كه در يكى از اعياد مهم مذهبى به يكى از كليساهاى ارامنه ، كه عدهء آنها در فرحآباد به هزاران هزار نفر مىرسد ، رفتم ، ملاحظه كردم فقط بيست و پنج الى سى نفر در آنجا هستند و تازه بايد اضافه كنم كه اصولا تعداد كليساها نسبت به عدهء ارامنه بسيار كم است . در نتيجه نمىتوان قبول كرد زجرها و مصايبى كه اين طايفه در اثر خرابى زادگاه و نقل و انتقال و بدبختىهاى ديگر متحمل مىشوند ، بهطورى كه عدهاى وانمود مىكنند ، فقط در اثر ظلم و ستم اين پادشاه باشد ، بلكه علت اساسى آن را بايد در بىكفايتى و بىدينى خود آنها و ارادهء خداوند براى مجازات گناهان آنها ، بهخصوص سه گناه عظيمى جستوجو كرد كه در اين صفحات رايج است و تاريخ نشان داده كه در زمانهاى مختلف حتى مللى به طور دسته جمعى براى ارتكاب آنها دچار عقاب خداوند شدهاند . يكى از اين گناهان عبارت از خطايى است كه بعضى از مسيحيان در مورد مذهب خود مرتكب مىشوند و در عين مسيحيت ، راههاى ديگرى را به غير از جادهء صواب انتخاب مىكنند و در اين راه لجاجت پيشه مىگيرند . دوم ، عيبهاى اخلاقى غير قابل تصورى است كه مشاهده مىكنيم حتى در ميان مسلمانان اين صفحهها نيز رايج